![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
تبعید اصلا بگو وهم رویا دستم را بگیر و زیر باران بدو وهم قشنگی است باران غرق بوسه می کند ما را می ترسی خیس شوی من زیر بوسه های خیس باران می رقصم آسمان می غرد تو لبهایت را گاز می گیری دل به دریا می زنی - خیس می شوی دختر -شاعر از باران نمی ترسد سایه رنگی عمارت چهل ستون تحویلت نمی گیرد تقصیر خودت بود توی راه پله های باریک عمارت مهربان شدی مثل باران درست پیر است این عمارت خنگ که نیست خیس بوسه های باران شده ایم حقمان است مارا از پشت پنجره های رنگی بیرون کرده اند ولی خودمانیم چه تبعید قشنگی تا ابد بوسه های باران رعدو برق و همین وهمی که باران را به رقص آورده است باور نمی کنی خودش گفت یک قطره باران از روسریم گذشت پشت گوشم راه افتاد قلقلکم داد و گفت: این طور پیش برود امسال گرما نداریم. چه تابستان قشنگی چه رویای خیسی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:41 توسط آرزو خمسه کجوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 اردیبهشت 1386 آذر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
نفس صدای پای تو خوب است وقت رفتن نه فصل فاصله سارا شعر عشق عليه السلام عاشقانه هاي معاصر |
|
RSS
|