![]() |
![]() |
|
| شعر |
سونامی
ترنادو
نمی دانم اسمت را چی بگذارند
هیچ کاسه و کوزه ای را هم بهم نمی ریزی
گرد و خاک می کنی تا
دل من را ببری
تو فکر کردی مگر چند کیلو استاین صاحب مرده خراب شدهبه گزارش هوا شناسی هوا ناجوانمردانه زیباست
و من منتظر تو ام
دکمه های پالتو ام را باز گذاشته ام
چشمهایم را بسته ام
و لبهایم نیمه باز
دستهایم کمی تا قسمتی می لرزد
و این بغض های پراکنده دارند جمع می شوند تا هجوم بیاورند به هنجره
قسمت توست انگار
وگرنه هوا شناسی از این گزارش ها زیاد داده
مادر باد نزاییده بود طوفانی که .....
و من چه کل کل می کردم برایش
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
حالا تو داری می رسی
رسیده ای
و سینه ام حالا چه سبک است
شانه طوفان چقدر گرم است چقدر محکم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:9 توسط آرزو خمسه کجوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 اردیبهشت 1386 آذر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
نفس صدای پای تو خوب است وقت رفتن نه فصل فاصله سارا شعر عشق عليه السلام عاشقانه هاي معاصر |
|
RSS
|