تبليغاتX
وعشق زخم قشنگیست(شعر)
شعر

معشوق نه عاشق شدم یک زن حرام شد

مستی شده است قسمتم سهم تو جام شد

چشمم به راه اسب سفیدت سفید شد

من آمدم و جاده به پایم تمام شد

این جرعه های نصفه و نیمه حلال تو

دور زنانه لذت شرب مدام شد

هی گشته ام دور لهیب چشمهای تو

خندیده ای که دخترک آخر چه خام شد

آنوقت درد پختگی ات در تنم دوید

آتش شدم سراسرو حاجت روام شد

بنشین فقط کنار این آتش ُ و گرم شو

گاهی بخوان نام مرا چون ننگ و نام شد

یک چای دم کشیده بنوش از نگاه من

لبهای تو نگاه من رقص از کدام شد؟

تو مرد طوفان های این وادی نمی شوی

سرما نشسته که زمان انتقام شد

این صید ره به سینه صیاد برده است

باید فدای عطر جنون خیز دام شد

گفتند : مرد می طلبد راه عاشقی

اصلا نداریمش.. نمانده ....تمام شد

دیدیم مردان خسته راهند پس امروز

معشوق نه عاشق شدم یک زن حرام شد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:34  توسط آرزو خمسه کجوری |