![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
معشوق نه عاشق شدم یک زن حرام شد مستی شده است قسمتم سهم تو جام شد چشمم به راه اسب سفیدت سفید شد من آمدم و جاده به پایم تمام شد این جرعه های نصفه و نیمه حلال تو دور زنانه لذت شرب مدام شد هی گشته ام دور لهیب چشمهای تو خندیده ای که دخترک آخر چه خام شد آنوقت درد پختگی ات در تنم دوید آتش شدم سراسرو حاجت روام شد بنشین فقط کنار این آتش ُ و گرم شو گاهی بخوان نام مرا چون ننگ و نام شد یک چای دم کشیده بنوش از نگاه من لبهای تو نگاه من رقص از کدام شد؟ تو مرد طوفان های این وادی نمی شوی سرما نشسته که زمان انتقام شد این صید ره به سینه صیاد برده است باید فدای عطر جنون خیز دام شد گفتند : مرد می طلبد راه عاشقی اصلا نداریمش.. نمانده ....تمام شد دیدیم مردان خسته راهند پس امروز معشوق نه عاشق شدم یک زن حرام شد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:34 توسط آرزو خمسه کجوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 اردیبهشت 1386 آذر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
نفس صدای پای تو خوب است وقت رفتن نه فصل فاصله سارا شعر عشق عليه السلام عاشقانه هاي معاصر |
|
RSS
|